پیرمرد خلاق

خرید بک لینک

پیرمرد در حالی که دفترچه ای به دست داشت با عصای چوبی و پشتی خمیده به درب منزلش رسید در را باز کرد و مثل همیشه مستقیم به طرف سماور رفت آن را پرا از آب کرد و بعد از روشن کردن شعله گاز زیر سماور به طرف تلفن خود رفت تا پیغام های تلفنش را چک کند. آخه او هر روز بعد از خوردن صبحانه دفترچه و عصایش را یر می داشت و به پارک محله می رفت و تا غروب بر نمی گشت. دکمه پیغام گیر را زد و مکالمات را گوش داد.......

گروه پژوهشی و صنعتی پارسیان و آریان ...

ما را در سایت گروه پژوهشی و صنعتی پارسیان و آریان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 258 تاريخ: شنبه 7 ارديبهشت 1398 ساعت: 2:52

صفحه بندی